۱۳۸۸ تیر ۳, چهارشنبه

هر آنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود.

مارکس

۱۳۸۷ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

ميگوييم روان بدن را ترک می کند. ولی بعد برای آنکه هر شباهتی با بدن را از آن نفی کنيم، و بدين ترتيب ابدا اين فکر پيش نيايد که منظور چيزی بخار مانند است، می گوييم روان غير جسمانی، غير مکانی، است؛ ولی با تعبير ترک می کند ديگر همه چيز گفته شده است.

برگه ها - لودویک ویتگنشتاین -

۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

- به نویسنده های جوون چه توصیه ای داری؟

- خوب بنوشن، تنها نخوابن، وسیگار زیاد بکشن.

موسیقی آب گرم - چارلز بوکوفسکی -

۱۳۸۷ آذر ۸, جمعه

پروردگارا
سپاس می‌گزارم
کشتی‌هایم را شکستی
قطب‌نمایم را گم کردی
و کاشفِ سرگردان را
به قارّه‌ی بی‌پایانش رساندی.

شمس لنگرودی

۱۳۸۷ آبان ۴, شنبه

این نکته‌ی روشن که بین دیوانگی و نادیوانگی مرزی وجود ندارد، باعث نمیشود که من ارزش متفاوتی برای ادراکات و افکاری که از این یا آن نتیجه می‌شوند قائل بشوم.

آندره برتون - ناجا

۱۳۸۷ مهر ۹, سه‌شنبه

افسوس! این است بدبختی تمدنی که به حد افراط پیش رفته است! در بیست سالگی، روح جوانی که از تعلیم و تربیت بهره‌ای داشته باشد، تا اهمال و مساهله و قانون «بگذار بگذرد» هزار فرسنگ فاصله دارد، قانونی که اگر وجود نداشته باشد، عشق اغلب به صورت اندوهبارترین تکالیف در می‌آید.

استاندال - سرخ و سیاه

۱۳۸۷ شهریور ۱۰, یکشنبه

برای کسی که در کثافت می‌لولد و در حال شپش کشتن است، بی این‌که به فکر چیزهای مهم‌تری باشد، و چاره‌ای برای بهتر زیستن بیابد، راه بر هراکلیتوس می‌بندد و از او سؤال می‌کند که؛ «اندازه‌ی خورشید چقدر است؟» و انتظار دارد که فیلسوف حتما جوابش دهد. شاید هیچ پاسخی مناسب‌تر از این نباشد که فیلسوف می‌دهد: «خورشید به پهنای پای یک انسان است.» برای این‌که چنین فردی متقاعد شود کافی است مانند جانوری بر روی زمین دراز بکشد و پای خود را بلند کند و بین چشمان خودش و خورشید بگیرد، چه در آن صورت دیگر خورشید را نخواهد دید. منطق و عقل برای یک عده بی‌منطق و کم‌خرد ارزشی نمی‌تواند داشته باشد، و به گفته‌ی فیلسوف ما: «خوکان از لجن لذتِ بیشتری می‌برند تا از آب‌های گوارا.»

نیچه - حکمت در دورانِ شکوفایی فکری یونانیان