۱۳۸۶ اسفند ۲۳, پنجشنبه

گر ز حال دل خبر داری بگو
ور نشانی مختصر داری بگو
مرگ را دانم ولی تا کوی دوست
راه اگر نزدیک تر داری بگو

مولانا

۱۳۸۶ اسفند ۱۶, پنجشنبه

خدايا اين بلا وفتنه از توست
ولی از ترس نتوانم چخيدن

اگر ريگی به كفش خود نداری
چرا بايست شيطان آفريدن

لب و دندان تركان ختا را
بدين خوبی نبايست آفريدن

به آهو ميكني غوغا كه بگريز
به تازی هی زنی ، يعنی دويدن



ناصر خسرو