۱۳۸۶ اسفند ۱۶, پنجشنبه

خدايا اين بلا وفتنه از توست
ولی از ترس نتوانم چخيدن

اگر ريگی به كفش خود نداری
چرا بايست شيطان آفريدن

لب و دندان تركان ختا را
بدين خوبی نبايست آفريدن

به آهو ميكني غوغا كه بگريز
به تازی هی زنی ، يعنی دويدن



ناصر خسرو